مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

250

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

تعداد افراد عالم ، تحقق مىيابد ، مثل آنكه براى هريك ، حكمى جداگانه انشا شده باشد . از آنجا كه عموم « العلماء » استغراقى است ، هريك از اين احكام ، امتثال و مخالفت مخصوص به خود را دارد ؛ يعنى اگر تعداد افراد عالم صد نفر باشند و مكلف هر صد نفر را اكرام كند ، صد ثواب براى او نوشته مىشود و اگر هريك را مخالفت كند ، به سبب آن ، استحقاق عقوبت پيدا مىكند . 2 . گاهى امر به ماهيتى تعلق مىگيرد كه مركب از اجزا مىباشد ؛ در اين مورد نيز وجوب ، از كل به هريك از اجزا سرايت مىكند ؛ براى مثال ، اگر مولا به انجام نماز امر كند ( صلّ ) و نماز داراى ده جزء ( سوره ، ركوع ، سجده ، قيام و . . . ) باشد ، به تعداد اين اجزا ، حكم وجوب ، محقق مىگردد . نكته : احكام وضعى نيز به اعتبار كلى يا مركب بودن موضوع ، منحل مىشود . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 84 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، 1 ، ص 241 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 131 . امر اوّلى امر تعلق گرفته به موضوع ، در فرض علم و اختيار مكلّف امر اولى ، مقابل امر ثانوى و امر ظاهرى بوده و به امرى گفته مىشود كه به عنوانى از عناوين اولى تعلق گرفته است ؛ به اين بيان كه امر ، اولا و بالذات و بدون در نظر گرفتن جهل يا شك مكلف نسبت به موضوع و نيز بدون در نظر گرفتن حالت اضطرار ، اكراه ، تقيه و ساير عناوين ثانوى ، به خود موضوع و عنوان تعلق گرفته است . به بيان ديگر ، امر به نفس موضوع ، در حالت علم مكلف به موضوع و اختيار وى در انجام آن و عدم وجود مانع ، تعلق گرفته است ، مانند : امر به وضو گرفتن براى نماز ، كه اگر آب براى وضو يافت نشود و يا آب در دسترس باشد ولى براى نمازگزار ضرر داشته باشد ، حكم اولى به حكم ثانوى تبديل مىشود و تيمم به عنوان حكم ثانوى بر مكلف ، واجب مىگردد . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 1 ، ص 298 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 194 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 195 و ( 36 - 35 ) . امر اهمّ امر داراى مصلحت مهم‌تر در فرض تزاحم هرگاه دو امر در يك زمان خطاب به مكلفى صادر شود و او قادر به انجام هر دو در يك زمان نباشد ، تزاحم به وجود مىآيد . در اين هنگام اگر مصلحت يكى از آن دو امر ، از ديگرى بيشتر باشد ، بحث « ترتب » پيش مىآيد و در ترتب ، امرى كه داراى مصلحت بيشترى است « امر اهم » ناميده مىشود ، مانند اينكه امر به نماز خواندن و امر به بر طرف كردن نجاست از مسجد در يك زمان متوجه مكلفى گردد كه وقت كافى براى نماز خواندن دارد ؛ در اين حالت كه وقت نماز وسيع است ، امر به بر طرف كردن نجاست از مسجد را « امر اهم » و امر به خواندن نماز را « امر مهم » مىنامند . نيز ر . ك : ترتب . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 45 . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 302 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 167 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 285 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 465 و 474 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 288 و 306 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص 138 و 203 . امر ايجابى ر . ك : امر وجوبى امر بعد استيذان امر صادر شده بعد از طلب اذن بر انجام كارى از سوى مكلّف امر بعد استيذان ، نوعى امر است كه بعد از درخواست اذن براى انجام كارى ، از سوى مكلف ، به وسيله شارع يا مولا صادر مىشود . در اينكه امر بعد استيذان بر چه چيزى دلالت مىكند ، اختلاف است ؛ برخى مىگويند بر « وجوب » و برخى معتقدند بر « اباحه » دلالت مىكند . همه آرايى كه در « امر بعد حظر » مطرح است ، در اينجا نيز مطرح مىشود . نكته : برخى اعتقاد دارند امر بعد از سؤال و درخواست آموزش و تعليم چيزى ، شبيه امر بعد استيذان است ؛ براى مثال ، شخصى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : ما كيفيت سلام كردن به شما را آموختيم ، اما بفرماييد چگونه بر شما صلوات بفرستيم حضرت صلّى اللّه عليه و آله در پاسخ فرمود : « قولوا : اللهم صل على محمد و على آل محمد » ؛ در اين مثال ، « قولوا » امر بعد از سؤال از آموختن است . نيز ر . ك : امر بعد حظر . اسنوى ، عبد الرحيم بن حسن ، التمهيد فى تخريج الفروع على الاصول ، ص 273 . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 2 ، ص 96 . امر بعد امر امر دوباره قبل از امتثال امر اوّل امر بعد امر ، به معناى امر دوباره به چيزى قبل از امتثال امر اول